به گزارش خبرنگار ما، در این نشست محمدرمضانی فرخانی شاعر و منتقد با بیان اینكه ما غزل نمیخوانیم بلكه غزل ما را میخواند، گفت: در طول تاریخ ادبیات فارسی هرجا رنسانس با رستاخیزی روی داده، غزل اوج گرفته است و غزل انقلاب اسلامی هنوز به نقطه اوج خود نرسیده است ؛ ما هنوز حرفهایمان را نزدهایم، چرا كه سنگ بزرگی برداشتهایم كه البته این سنگ بزرگ نشانه نزدن نیست.
وی با انتقاد از دیدگاههایی كه غزلسرایی را حقیر میشمارند، گفت: آقای موحد پس از عمری فلسفه ورزی یك غزل در كتابش آورده و گفته است این غزل را هم از سر تفنن گفتیم. باید گفت شما صدسال دیگر هم نمیتوانید غزل بگویید. اشتباه این گونه افراد این است كه فكر میكنند شعر یك محصول است، در حالی كه شعر ماحصل است.
رمضانی با اشاره به ویژگیهای منحصر به فرد زبان فارسی، افزود: خاك بر سر روشنفكرانی كه ارزش زبان فارسی را نمیفهمند و میگویند زبان ضعیفی است چرا كه ضمیرهای جنسیتی ندارد. این نشانه رازناكی و عصمت این زبان است. چرا همیشه میگویید باید زبان بیگانه بیاموزیم. آنها برای اینكه به رازی كه در این نقطه جهان وجود دارد، برسند باید زبان فارسی بیاموزند.
علیرضا طبایی، شاعر و منتقد نیز در این نشست با بیان برخی ویژگیهای شعری علیرضا بهرامی گفت: او به انسان امروز نظر دارد و در برج عاج ذهنش، خود را محبوس نمیكند، در محیط بسته نمینشیند تا درباره وضعیت انسان قضاوت كند. با توجه به اینكه از تجربههای دست اول زندگی برخوردار است، سعی دارد حاصل آن تماسها را با زندگی در آثارش منعكس كند.
طبایی گفت: البته گاهی جسارت در اشعار بهرامی كم دیده میشود و منظور از جسارت، تجربه افقهای تازه، پر و بال زدن در آنها و شكستن حصارهایی است كه به دور ادبیات كلاسیك ما بسته شده است. آرش شفاعی نیز با بیان اینكه رفتار بهرامی با زبان شعر مودبانه است، گفت: او برای اوج گرفتن به زبانی شورشی و نگاهی جزئینگر نیاز دارد، چرا كه احساس میشود برخورد او با شعر و تجربههای پیش از خودش، خودآگاهانه بوده و شاعر همچنان درگیر كلان روایتهاست.
وی با بیان اینكه واكنش من به این مجموعه در نخستین خوانش، ناامیدی و امید توامان بود، گفت: همیشه این سوال برایم مطرح بوده كه آیا كار رسانه، مزاحم كار هنری است یا خیر؟ وقتی جنبه رسانهای و خبرنگاری را در شعر بهرامی ندیدم، ناراحت شدم، اما وقتی فهمیدم كه میشود شعر گفت و دچار زبان یك بار مصرف رسانه نشد، خوشحال شدم.